ابو الفضل هادى منش
43
ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )
لشكر دشمن رفت و از آنها پرسيد ، چه مىخواهند ؟ پاسخ دادند : « از امير ( عبيداللَّه بن زياد ) دستور رسيده كه به شما پيشنهاد كنيم به حكم او گردن نهيد و تسليم شويد و در غير اين صورت ، با شما بجنگيم » . حضرت عباس عليه السلام فرمود : « پس درنگ كنيد تا سخن شما را به عرض اباعبداللَّه عليه السلام برسانم » . سپس بازگشت و پيغام آنان را به امام رساند . امام به او فرمود : به سوى آنها باز گرد و اگر توانستى [ حملهء ] آنان را تا فردا به تأخير بينداز و امشب آنان را از ما بازدار تا شبى را براى پروردگارمان به نماز بايستيم و او را بخوانيم و از او طلب آمرزش نماييم كه او مىداند من به نماز عشق مىورزم و خواندن قرآن و دعاى بسيار و طلب بخشايش را دوست مىدارم . حضرت عباس عليه السلام به سوى لشكرگاه دشمن بازگشت و پيام امام را تسليم آنان نمود . سخنگوى عمر سعد نيز در پاسخ گفت : ما امشب تا فردا را به شما مهلت مىدهيم . پس اگر تسليم شديد شما را به نزد امير عبيداللَّه بن زياد خواهيم برد ، و گرنه دست از شما برنمىداريم . حضرت عباس عليه السلام نيز با موفقيت از تمديد مهلت آغاز جنگ ، به سوى اردوگاه خود بازگشت . « 1 »
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ج 2 ، صص 92 - 93